|
روزنوشت های یک لاهیجانی
|
دانشگاه علوم پزشکی تهران اخیرا در هفته نامه«بازار کار» آگهی استخدامی داده است که البته در این قحطی استخدام فارغ التحصیلان علوم پزشکی،غنیمتی است !اما نکته مورد بحث این آگهی،قرار دادن شرط معدل ( حداقل هفده) جزء شروط لازم برای شرکت کنندگان در آزمون استخدامی این دانشگاه است.سوال اینجاست که آیا معدل دانشجویان در شرایط فعلی دانشگاهی ما نشانه محکمی از کیفیت علمی و عملی افراد پس از فارغ التحصیلی است؟ آیا یک سیستم واحد سنجش دانشجو در سراسر دانشگاههای ایران (دست کم در سطح دانشگاههای علوم پزشکی) وجود دارد که بر پایه معیار های یکسان بتوان معدل ها را مقایسه کرد و بر اساس آن به ارزیابی کیفیت کار فارغ التحصیلان پرداخت؟ در حال حاضر سیستم نمره دادن استادان چقدر شباهت دارد و آیا سلیقه شخصی در نحوه سنجش دانشجو و بارم بندی و نمره دادن، عامل موثری نیست؟
بالاخره صدام به دار مجازات آویخته شد تا میلیونها قلب زخمی از اعمال او در عراق، ایران و ...اندکی التیام یابند.گرچه اعدام او فقط به جرم کشتار مردم دو روستا و عدم رسیدگی به پرونده مهمی چون جنایات صدام علیه ملت ایران مایه تاسف و ناراحتی است ولی با این وجود،این رویداد برای ایرانیان مایه شعف است چه او با تحمیل جنگی سنگین به ملت ایران که هنوز در تب و تاب مسائل انقلاب بود ، با انهدام بسیاری از تاسیسات حیاتی و زیر ساختهای مملکت و کشتار صدها هزار تن و به جای نهادن هزاران مجروح جنگی،به یکی از منفورترین چهره ها در انظار مردم ایران تبدیل شد و امروز شادی ایرانیان کم از شور و نشاط مردم عراق که سه دهه اسیر جکومت استبدادی او بودند، نیست.
جالب آنکه در لحظه اعدام چنان حالت زار و ترحم انگیزی یافته بود که هر کس او را نمی شناخت و از اعمالش خبر نمی داشت،شاید نسبت به او ابراز ترحم هم می کرد! بگذریم از اینکه بعضی کشورهای عرب منطقه با وجود اطلاع کافی از گذشته این فرد، بر او دل سوزاندند و حتی قذافی در لیبی سه روز عزای عمومی اعلام کرد!!
اینروزها بازار همایشها و سمینارهای متعدد رشته های گوناگون توانبخشی داغ است.فیزیوتراپی ،کار و گفتاردرمانی و ...اما شگفت آنکه رشته مدیریت توانبخشی با دیدی جامع نگرتر و فراگیرتر از سایر رشته های توانبخشی با همایش و کنگره چه از نوع رسمی و سراسری وچه مدل دانشجویی اش ،بیگانه است .حدود یک دهه از تولد دوباره رشته مدیریت توانبخشی می گذرد. اما مساله اصلی اینجاست که تاکنون چه حد از انتظارات موسسان آن و تفکراتی که در اینباره داشته اند عملی شده و مدیریت توانبخشی از چه پایگاه معتبر و قوی تئوریک و علمی در میان گرایشهای موجود در گروه علوم پزشکی برخوردار شده است؟ آیا این رشته به آن پایه ای رسیده که بتوان آن را دانش نامید؟ شاید هم نگارنده در اشتباه است و کار کرد اصلی این رشته و رسالتش، این نیست!حتی در آنصورت آیا می توان جنبه های کاربردی مدیریت توانبخشی را بدون اساس و پایه علمی بکار بست و صرفا با تجربه به اهداف مورد نظر دست یافت؟
یکی از عادات مالوف در غالب رشته ها، برگزاری همایشهای علمی و سمینارهای دانشجویی است.این همایشها از یکسو فرصتی برای دیدار همرشته ای ها و همکاران فراهم می کند و زمینه تجمیع و نتیجتا تقویت همبستگی گروهی را ایجاد می نماید و از سوی دیگر با مطرح شدن جدیدترین مباحث علمی و تجربیات عملی،به رشد و اعتلای علمی دانشجویان و فارغ التحصیلان آن رشته کمک شایانی می کند.