تبليغاتX
حرف دل
روزنوشت های یک لاهیجانی

لاهیجان در نوشته های تاریخی

 

1_ لاهیجان از نگاه رابینو

 

ه.ل.رابینو نایب کنسول و نماینده بانک شاهی انگلستان در رشت، در مدت 6 سال اقامتش در گیلان (1912_1906میلادی) به تحقیقات گسترده ای درمورد مسائل مختلف تاریخی و فرهنگی ایالات ساحلی دریای کاسپیان بویژه گیلان پرداخته و یکی از معروفترین آثارش کتاب ارزنده« ولایات دارالمرز گیلان» می باشد که توسط جعفر خمامی زاده به فارسی برگردانده شده است.این کتاب یکی از کتب مرجع و منبعی قوی برای استفاده گیلانشناسان به شمار می رود.در اینجا بخشهایی از این کتاب را که درباره معرفی شهر لاهیجان است، می آورم:

 

 

«لاهیجان یکی از بزرگترین و مهمترین شهرستانهای گیلان است و در مشرق سپیدرود واقع شده و تقریبا از یک دشت و چند کوه که درجنوب آن وجود دارد تشکیل یافته است.این ناحیه از شمال به دریای خزر و از مشرق به لنگرود و رانکوه، از جنوب به سمام و دیلمان، از جنوب غربی به سیاهکل و از مغرب به سفید رود و ناحیه موازی و لشت نشا محدود است. طول آن از شمال به جنوب یعنی از دهانه قدیمی سفیدرود تا سرلیل 44 کیلومتر و عرض آن از مشرق به مغرب یا از کیسم به دزبن 25 کیلومتر است.

 

لاهیجان که در دوره ای مهمترین شهرگیلان و معروفترین مکان این قسمت از دشت بوده است درحالیکه در مشرق سپیدرود واقع شده  دارای قدمتی می باشد. 

برطبق روایتی قدیمی این شهر بوسیله لاهیج بن سام بن نوح ساخته شده است. لاهیجان سابقا به نام دارالاماره یا دارالامان معروف بوده و بعدها به نام لاهجان المبارک نامیده شده است.

این شهر مرکز بازرگانی ابریشم است...

 

مساجد این ناحیه از مساجد رشت باشکوهتر است. خانه طبقات مرفه و مالدار در داخل شهر است و از آجر ساخته شده و خانه مردم فقیر،گِلی و گالیپوش است.معمولا همه خانه ها دارای حیاط وسیعی می باشد که در آنها درخت کاشته شده است و دیواری ازآجر یا از گِل و یا شاخه های درختان دور آنها کشیده شده است. بازار لاهیجان دارای کالای فراوانی است و بازرگانان این منطقه بسیار فعال می باشند.

 

لاهیجان کنونی: شهرلاهیجان در ساحل راست پرده سر یا لنگرود و 12کیلومتری شهر لنگرود و 45 کیلومتری مشرق رشت واقع شده است. این شهر بیش از همه شهرهای دیگر گیلان رونق یافته و چون در قطعه زمینی باز بوجود آمده[هوای] آنرا سازگارتر و سالمتر از سایر سرزمینهای پست گیلان می دانند.

 

جمعیت لاهیجان بدون محاسبه جمعیت شهر[ابتدای قرن بیستم] درحدود 49235 نفر است. اکثر جمعیت دشت را مردم گیلک و جمعیت نواحی مرتفع را گالشها تشکیل می دهند.

 

زبان مردم لاهیجان گیلکی است ولی نوع آن با گیلکی مردم رشت و فومن اختلاف فاحش دارد.» 

 

 

2_ لاهیجان در نوشته مستوفی

 

مستوفی در قرن هشتم هجری راجع به لاهیجان چنین مینویسد:

 

« لاهیجان شهری بزرگ است و دارالملک [مرکز] جیلانات. آبش از جبال بر می خیزد و حاصلش برنج و ابریشم و اندک غله می باشد و نارنج و ترنج و میوه های گرمسیری فراوان است.»

 

 

3_ لاهیجان از نظر حزین لاهیجی

 

حزین لاهیجی از دانشمندان نامی عصر صفوی و شاعر نامدار قرن دوازدهم که شعر مشهور با مطلع «ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد     در دام مانده صید و صیاد رفته باشد» از آن اوست از جمله مفاخر این خطه است. این چهره نامدار علمی و فرهنگی لاهیجی الاصل که در اصفهان رشد و نما یافت در سفری که همراه پدرش به گیلان و لاهیجان جهت دیدار اقوام و مشاهده سرزمین آبا و اجدادی داشت، چنین می نویسد:

 

« مجموع ولایات گیلان خاصه بلد لاهجان در سبزی و خرمی و معموری و وفور گل و لاله و کثرت میاه و انهار و تشابک اشجار و اثمار گرمسیری و سردسیری در ربع مسکون بی عدیل و نظیر است.عالمی است جدا که مشابه آن یافت نشود.شهرهای معتبره و معموره و عمارات عالیه مزینه و قلاع متینه دارد و از قدیم الایام باز همیشه معمور و مسکن سلاطین ذی شوکت بوده، اغلب در میانه سه پادشاه صاحب دستگاه انقسام داشته. هوایی در غایت رطوبت و اعتدال دارد و حسن معیشت و تنعم خلقش به درجه کمال و از اکثر ممالک عالم ممتاز است.در جمیع ماکولات و اقسام ملبوسات و اصناف ضروریات آن ملک را هیچ گونه حاجت به خارج نیست ...

مردمش به وفور ذکا و هنر مشهور و به پرهیزکاری و غریب پروری معروف اند، همیشه آن دیار مشحون به دانشمندان و اعلام روزگار بوده»

 

4_ لاهیجان در سفرنامه مکنزی

 

مکنزی که در سال 1275ه.ق به لاهیجان سفر نموده می نویسد:

 

« کوچه های لاهیجان از رشت پهنتر است. در اول شهر تکیه ای بود که بر دیوار آن نقاشیهایی از صحرای کربلا دیده می شد... شهر لاهیجان محلات متعدد به این شرح دارد: خومر محله [خومر کلا یا همان خمیر کلایه]، پردسر، کاروانسرابر، شعرباف محله، میدان ، گاوبنه، اردوبازار. دراین شهر پنج کاروانسرا و 11 مسجد و هشت مناره و هفت تکیه و شش مدرسه و ده حمام و 22 امامزاده است...

 

از سبزه میدان به راه سنگفرش رسیدیم که مسیر آن به طرف مشرق بود و از کنار استخر می گذشت و به پوزه کوه شاه نشین می رسید. استخر لاهیجان در حدود دویست قدم عرض و 700 قدم طول دارد.در وسط آن جزیره ای است ودر جزیره بنایی از دوران قدیم ساخته اند. بر بالای کوه شاه نشین خرابه های خانه معتمدالدوله دیده می شد. پس از گذشتن از استخر شیبی به طرف تپه های لیلا کوه می رود. عرض این راه زیاد نیست و دو طرف آن درختان جنگلی و بیشتر درختان شمشاد است. طرف دست راست جاده، مسجدی جلب نظر می کرد.راه ما درحدود 7 میل یکنواخت بود و همان راه قدیم شاه عباسی بود...

راه لاهیجان به لنگرود بهتر از راه کوچصفهان به لاهیجان است. دو تکیه طرف راست جاده است و دریای خزر در روزهای صاف از این راه دیده می شود.امامزاده ای طرف راست جاده است که شکلی عجیب و زیبا دارد.[ بقعه شیخ زاهد گیلانی] ... »

 

 

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 23:20  توسط محمد الهامی  |